خاطره ای از موتور سیکلت

اوایل جنگ بود در ده تخلیه شده از سکنه شیخ علی در جنوب مستقر بودیم .نیمه های

شب بودکه با صدای غرش موتور سیکلت ها وتابش نور رقصان انها به داخل کلاسی که

در آن خوابیده بودم سراسیمه از خواب بیدار شده وبه سرعت خودم را به عوامل

نگهبانی رسانده وضعیت را سوال کردم افسر نگبان اظهار نمود :آنها از پرسنل یگانهای

شناسایی بودند که از شناسایی مواضع دشمن مستقر در تنگ میشداغ برمیگشتند

/ 0 نظر / 6 بازدید